دارم آب ميشم توي سكوت غم
دلت از عشق، نبرده بو يه كم
دارن برگاي تنم مي ريزن و
لطف دستات، آب نريخت، به پام يه كم
ديگه دارم جون مي دم نفس نفس
به خدا مشكله مردن تو قفس
ديگه دارم جون مي دم تا ببيني
ندارم گله ز تو، تو اين قفس
از همون اول دلت باهام نساخت
واسه اين دل يه كمي خنده نخواست
از همون اول دلت مي خواست كه من
نباشم، ولي با سرنوشت نساخت
دور بزن، به جون تو دير نشده
هنوز هم دلم جايي گير نشده
روز آخر كه شده باز هم بيا
مي بيني دلم، دلگير نشده
پشت در غريب ترين جاي زمان
در خونتو(خونه ي تو رو) كوبيدم بي زبان
آخرش بايد، يا در رو واكني
يا بگو بمير، مي ميرم تو نهان

